تبلیغات
شیمیدان - دو دوست
یکشنبه 25 بهمن 1388

دو دوست

   نوشته شده توسط: مریناز    

دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. یكی به دیگری سیلی زد. دوستی كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت: « امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد».
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام كنند.
ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روی سنگ نوشت:« امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .»
دوستی كه او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:« چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتی دوستی تو را ناراحت می كند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاك كند. ولی وقتی به تو خوبی می كند باید آن را روی سنگ حك كنی تا هیچ بادی آن را پاك نكند.»


foot pain exercises pdf
سه شنبه 6 تیر 1396 07:04 ق.ظ
Hello my family member! I wish to say that
this article is amazing, great written and include approximately all vital infos.

I'd like to peer more posts like this.
Jeanne
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 03:45 ب.ظ
Whats up very nice site!! Man .. Beautiful .. Superb
.. I will bookmark your site and take the feeds additionally?
I am happy to seek out numerous useful information here within the post,
we'd like develop more strategies on this regard, thank you for sharing.

. . . . .
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:29 ب.ظ
Hurrah! At last I got a blog from where I can actually get valuable data
regarding my study and knowledge.
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 01:42 ب.ظ
When some one searches for his required thing,
therefore he/she desires to be available that in detail, thus that thing
is maintained over here.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر